یک جفت دندان دراز بالایی هماهنگ، در شرایط ماکرو عکاسیشده تا گرادیان شفافیت لبهای، ساختار درونی ماملون و بافت سطحی نهایی حاصلشده در مادهٔ آیسِرا را نشان دهد. مرور مورد این مورد، یک جفت دندان دراز بالایی را مستند میکند...
یک جفت دندان دراز بالایی متقارن که با دوربین ماکرو عکسبرداری شدهاند تا گرادیان نیمهشفافی لبه برشی، ساختار داخلی ماملون و بافت سطحی نهایی حاصلشده در مادهٔ آیسِرا را نشان دهند.
مرور موردی
این پرونده یک جفت دندان دراز بالایی را که در مادهٔ آیسِرا ۴دی پرو تولید شدهاند، در بزرگنمایی بالا و در مقابل زمینهای سیاه ثبت کرده است. استفاده از زمینهٔ سیاه عمداً انجام شده است؛ زیرا نور بازتابیدهٔ پرکننده را حذف میکند و ماده را وادار میسازد تا رفتار نوری خود را نشان دهد، نه اینکه روشنایی خود را از محیط اطراف قرض بگیرد — همین امر باعث میشود عکس از نظر ظاهری جذاب نباشد، و همین دلیل است که این روش، روش صحیح عکسبرداری از کارهای قدامی است.
دندانهای دراز بالایی کمترین تحمل را در دندانپزشکی دارند. این دندانها در جلوی لبخند قرار میگیرند، از طبیعتی متقارن برخوردارند، بنابراین هر نامتناسبی بین دو دندان بهسرعت تشخیص داده میشود، و از همه جهات با مینای خود بیمار برای مقایسه همراه هستند. در اینجا هیچ جایی برای پنهان کردن مادهای که از نظر نوری رفتاری شبیه دندان ندارد، وجود ندارد.
گرادیان نیمهشفافی
مهمترین ویژگی در این تصاویر، گذار عمودی از ناحیهٔ سرویکال به سمت ناحیهٔ اینسیزال است. در ثلث سرویکال، ماده گرم، متراکم و رنگین است — رنگی مشابه عاج-کرم که حجم و جسمیت دارد و از عبور نور جلوگیری میکند. هنگام حرکت به سمت ناحیهٔ اینسیزال، شدت رنگ (کرما) کاهش مییابد و ماده تدریجیتر باز میشود تا اینکه در ثلث اینسیزال، واقعاً شفاف میشود و سایهای سرد با رنگ آبی-خاکستری پیدا میکند.
سایهٔ سرد آبی-خاکستری تنها یک رنگآمیزی سطحی نیست. این سایه نتیجهٔ عبور نور، پراکندگی آن و رفتار آپالسانس درون سرامیک است. در مقابل زمینهای تیره، این اثرات نوری بسیار آسانتر دیده میشوند. رنگآمیزی سطحی میتواند شبیه رنگ ایجاد کند، اما نمیتواند عمق واقعی ایجادشده توسط نوری که از مادهای واقعاً شفاف عبور میکند را بهطور کامل بازتولید کند.
در برابر پسزمینهای تیره، این ویژگی بهعنوان سایهای خنک دیده میشود. در داخل دهان، در مقابل تاریکی حفره دهان، این ویژگی بهعنوان عمق ظاهر میشود — ویژگیای که یک ترمیم را از دیگری متمایز میکند: ترمیمی که بیمار فراموش میکند آن را پوشیده است در مقابل ترمیمی که در کنار دندانهای همسایه کمی بیش از حد جامد به نظر میرسد.
ساختار ماملون و جزئیات لبه برشی
در لبه برشی، تصاویر نوارهای عمودی ماملون را نشان میدهند که از لبه برشی به سمت بدنه دندان امتداد یافتهاند، با رنگآمیزی کمرنگ نارنجی-زرد که در شیارهای بین این نوارها محبوس شده است. این ویژگی الگوی لوبهای رشدی دندانهای برشی طبیعی را بازتولید میکند، جایی که هسته دنتینی به سمت لبه برشی ادامه یافته و زیر لایه نازکتر مین قرار گرفته است.
بازتولید این ویژگی بستگی به قضاوت بالینی دارد نه اینکه بهصورت پیشفرض انجام شود. معمولاً با افزایش سن و سایش عملکردی، قابلمشاهدهبودن ماملونها کاهش مییابد؛ اما میزانی که باید بازتولید شوند، به وضعیت خاص دندانهای هر فرد بستگی دارد. اگر این ساختار در ترمیم برای بیمار نامناسبی ایجاد شود، دندانی حاصل میشود که از نظر فنی زیبا است اما بهوضوح مصنوعی بهنظر میرسد. در اینجا ماملونها وجود دارند اما با اندازهگیری دقیق: زیر ذرهبین قابلمشاهدهاند و در فاصلهٔ مکالمه ظریف و غیرپررنگ هستند — که این تنظیم صحیح برای اکثر موارد جلویی بزرگسالان است.
رنگآمیزی عسلیشکل بین لوبها وظیفهٔ مشخصی را انجام میدهد. دندانهای طبیعی در لبهٔ برشی بهصورت یکنواخت سرد نیستند؛ بلکه گرمایی در فضاهای بینلوبی محبوس شده که در آنجا عاج به سطح نزدیکتر است. بدون این ویژگی، ثلث برشی دندان صاف و خاکستری بهنظر میرسد و کمی بیجان مینماید.
بافت سطحی و براقی
خطهای عمودی که در سطح لبی قابل مشاهدهاند، بافت سطحی نهایی هستند و در نحوهٔ شکستن برجستهسازی (هایلایت) به جای تشکیل یک نوار منعطف و پیوستهٔ بازتاب دیده میشوند. مینای طبیعی صاف نیست؛ بلکه بافت افقی و عمودی ریزی دارد که نور بازتابی را مخدوش میکند، و هر ترمیمی که تا حدی صیقلی شود که سطحی بدون ویژگی و آینهمانند داشته باشد، دقیقاً به دلیل بازتاب بیش از حد پاک و تمیز، غیرطبیعی به نظر میرسد.
پایانبندی حاصل در اینجا براق اما مختل است. زیر نور نقطهای که برای این تصاویر استفاده شده، برجستهسازی (هایلایت) در سطح به صورت بخشهای جداگانه و ناپیوستهای حرکت میکند که بافت سطح را دنبال میکنند. این رفتار یک دندان است.
جفت
تصویر دو واحد شامل شده است زیرا تقارن بین مرکزی ها جایی است که موارد قبلی برنده یا بازنده می شوند. هر دو واحد دارای رنگ یکسان در گردن رحم، نقطه انتقال به شفافیت یکسان و همان کاراکتر برش هستند که به اندازه کافی نزدیک به خواندن به عنوان یک جفت هستند، با تغییرات کوچک بین آنها که به عنوان یک کپی آینه ای خوانده نمی شوند.
این مورد چه چیزی را نشان میدهد
بازسازی های قبلی چیزی متفاوت از زرکونیا را از یک پل کامل می خواهند. عملکرد ساختاری طولی کمتر غالب می شود، در حالی که ادغام نوری بسیار قابل مشاهده تر می شود.
سایه و شیب شفافیت باید از داخل ماده باشد. رنگ آمیزی سطح می تواند نتیجه را بهبود بخشد، اما نمی تواند عمق ایجاد شده توسط نور را از طریق سرامیک خود جایگزین کند.
همچنین این ماده باید ویژگی های ظریف و بافت سطحی را بدون از دست دادن پایه نوری از طریق تکمیل پذیر است.
بلوک پایه نوری را فراهم می کند؛ تکنسین تفسیر را فراهم می کند. کار خوب جلو به هر دو بستگی داره
این مورد با استفاده از زیرکونیوم ICERA تولید شده است.