
به عکس بالا نگاه کنید. تاجهای تازه سینترشده، دقیقاً در کنار نمونه رنگ A1 قرار گرفتهاند — و در مقایسه با آن، بیرنگ، خاکستریمایل و تقریباً بیجان به نظر میرسند. تکنسین تمام مراحل را دقیقاً طبق دستورالعمل انجام داده است، با این حال نتیجه بهطور واضحی روشنتر و کدرتر از حد مطلوب است.
هر یک از ما در این صنعت این پدیده را دیدهایم. «خیلی سفید پس از سینتر» یکی از شایعترین شکایاتی است که میشنوم و بهعنوان فردی که در بخش تولید زیرکونیا فعالیت میکنم، میخواهم دلیل این اتفاق را بررسی کنم. این امر ناشی از این است که یک ترمیم زیبا وابسته به زنجیرهای از متغیرهاست که برخی در بلوک و برخی در فرآیند وجود دارند؛ و این مقاله به تفسیر صحیح این زنجیره میپردازد.
ابتدا تعریف کنید که «خیلی سفید» به چه معناست
از دیدگاه تولیدکننده، اولین قدم این نیست که بلوک، کوره یا تکنسین را مقصر بدانیم. اولین قدم شناسایی امضای نوری است. تاجی که خیلی سفید به نظر میرسد ممکن است دارای ارزش (والیو) بیش از حد، کروما (رنگپذیری) ناکافی، کدری بیش از حد یا فقدان عمق داخلی باشد.
پخت عادی معمولاً زیرکونیا را به سمت چگالی و شفافیت بیشتری هدایت میکند. پیش از پخت، ترمیم فرزشده حاوی تخلخلهای میکروسکوپی است که نور را پراکنده میکند و به بلوک ظاهری روشن و گچی میدهد. در طول عملیات پخت، این تخلخلها بسته شده و ترمیم حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد منقبض میشود. هنگامی که این فرآیند به درستی انجام شود، عبور نور بهبود یافته و ماده عمق بیشتری پیدا میکند.
بنابراین، زمانی که یک ترمیم تمامشده همچنان روشن و گچی یا بیجان به نظر برسد، معمولاً یکی از دو امر زیر رخ داده است: ماده به حالت نوری مورد انتظار خود نرسیده است یا سیستم رنگدهی گرمای کافی را منتقل نکرده است.
دو امضای بسیار متفاوت
پیش از تنظیم منحنی پخت یا تغییر برند ماده، یک سؤال ساده مطرح کنید: آیا تاج غیرشفاف و گچی است یا شفاف است اما همچنان بیش از حد روشن؟
تاج مبهم و ابری اغلب به عدم چگال شدن کامل، دمای بالای کافی، زمان نگه داشتن ناکافی، سرعت شدید سینتر کردن یا کوره ای که سردتر از آنچه که در صفحه نمایش نشان داده می شود، نشان می دهد. حفره های باقیمانده همچنان نور را پراکنده می کنند، ارزش را افزایش می دهند و حیات را کاهش می دهند.
تاج با شفافیت قابل قبول اما گرمای ناکافی داستان متفاوتی را می گوید. چگالي شدن ممکن است خوب باشد، اما رشد سايه ضعيف است. علت این امر ممکن است انتخاب مواد، غلظت رنگدانه، تکنیک رنگ، ضخامت، سایه تنه، سایه چمن یا پایان کار باشد. 
تفاوت ارزش در دهان: بازسازی دایره ای روشن تر از دندان های اطراف است.
این دو امضا به راه حل های متفاوتی منجر می شوند. اشتباه گرفتنشون ميتونه يه آزمايشگاه رو براي روزها به سمت اشتباه بفرسته وقتی علامت مشخص شد، تشخیص خیلی بیشتر متمرکز می شود.
چه چیزی از بلوک زیرکونیا به دست می آید
این جا است که کیفیت تولید به وضوح آشکار میشود. بلوک زیرکونیا تنها یک دیسک سفید سرامیکی نیست. نهایتاً ویژگیهای نوری آن توسط شیمی پودر، میزان عامل پایدارکننده، پراکندگی رنگدانهها، چگالی فشردهسازی، کنترل پیشپخت و یکنواختی دستهبندیها شکل میگیرد.
درجه مواد یکی از عوامل کلیدی است. سیستمهای زیرکونیای ۳Y، ۴Y و ۵Y رفتار یکسانی ندارند. درجات با استحکام بالاتر پوشش بهتری ارائه میدهند اما ممکن است ظاهری کمتر شفاف داشته باشند. درجات با شفافیت بالاتر میتوانند ظاهری طبیعیتر داشته باشند، اما اگر طراحی پروتز، رنگ دندان زیرین یا سیستم سیمانکاری نادیده گرفته شود، ممکن است بیش از حد روشن یا کمرنگ به نظر برسند.
سیستم رنگدانهها نیز اهمیتی برابر دارد. رنگهای گرم سری A به رنگآمیزههای دقیقاً کنترلشدهای متکی هستند که باید بهطور یکنواخت در پودر پراکنده شده یا از طریق فرآیند رنگآمیزی سازگانپذیر وارد شوند. بلوکهای پیشرنگشده یا چندلایهای با تولید مناسب باید در پنجره پخت توصیهشده، رنگ (کروما) و روشنایی (والو) ثابتی حفظ کنند.
فرآیند تولید قوی، پنجرهای انعطافپذیر نیز فراهم میکند. کورهها با گذشت زمان فرسوده میشوند، سینیها از نظر ابعاد متفاوت هستند و ضخامت قطعات نیز متفاوت است. اندازه ذرات یکنواخت، تراکم یکنواخت در فرآیند فشردن، پیشپخت کنترلشده و کالیبراسیون دقیق رنگ، به بلوک کمک میکنند تا در صورت وقوع تغییرات جزئی در فرآیند، بهصورت پیشبینیشده عمل کند.
کاری که فرآیند آزمایشگاهی با آن انجام میدهد
حتی یک بلوک با کیفیت بالا نیز ممکن است در اثر فرآیند کاری به نتیجهای سفید یا غیرشفاف تبدیل شود. ابتدا از کوره پخت شروع کنید. المانهای گرمایشی با گذشت زمان فرسوده میشوند، توزیع دما تغییر میکند و نمایشگر ممکن است دمای واقعی داخل کوره را منعکس نکند. کورهای که دمای پایینتر از حد انتظار دارد، ممکن است باعث شود زیرکونیا بهاندازه کافی متراکم نشود که این امر شفافیت را کاهش داده و حالت گچی بودن را افزایش دهد.
برنامهریزی سینتر نیز اهمیت دارد. هر بلوک بر اساس دمای اوج مشخصی، زمان توقف و نرخ افزایش دما اعتبارسنجی میشود. برنامههای سریع تنها در صورتی باید استفاده شوند که ماده بهطور خاص برای آنها طراحی شده باشد. موارد ضخیم، نیمهشفاف یا مواردی که از نظر زیباییشناختی نیازمند دقت بالاتری هستند، اغلب نیازمند چرخهای محافظهکارانهتر میباشند. اگر دمای سینتر بیش از حد پایین باشد، زیرکونیا ممکن است بهطور کامل متراکم نشود. این امر میتواند منجر به باقیماندن تخلخل باقیمانده بیشتر در ساختار شود، که باعث افزایش پراکندگی نور و ظاهر شدن رستوراسیون بهصورت گچی، کدر یا بیش از حد سفید میگردد.
رنگآمیزی و خشککردن نیز منبع رایج دیگری برای مشکلات در تنظیم سایه هستند. در سیستمهای سفید یا سیستمهایی که بخشی از آنها رنگآمیزی شده است، استفاده از مایع منقضیشده، زمان غوطهوری ناکافی، اعمال نامنظم رنگ با قلممو یا خشکشدن ناقص میتواند باعث کاهش کروما (شدت رنگ) نهایی شود. روغنها، سینیهای کثیف، بقایای کربن یا مایعات ناسازگان نیز ممکن است بر توسعه رنگ تأثیر منفی بگذارند.
طراحی و پرداخت نباید نادیده گرفته شوند. تاجی که ضخامت بیش از حد داشته باشد ممکن است ظاهری با ارزشتر و کدرتر به نظر برسد. تاجی با ضخامت کم ممکن است تحت تأثیر رنگ دندان زیرین یا سیمان قرار گیرد. لایهی گلاز سنگین یا سطحی بیش از حد بازتابکننده نیز میتواند باعث شود ترمیم روشنتر به نظر برسد.
بررسیهای عملی پیش از انتساب خطای ماده
زمانی که زیرکونیا بیش از حد سفید خارج میشود، کل زنجیره را بررسی کنید: درجهی ماده و سیستم رنگ را تأیید کنید، ضخامت دیواره را بررسی کنید، منحنی سینترینگ توصیهشده را رعایت کنید، کوره را کالیبره کنید، فرآیند رنگآمیزی و خشککردن را کنترل کنید، از آلودگی جلوگیری کنید و نتیجه را در نور استاندارد (نه عکسهای گرفتهشده با تلفن همراه یا نور ترکیبی کلینیک) مقایسه کنید.
برای تولیدکنندگان، این یادآوری است که کیفیت واقعی تنها با مقاومت خمشی، درصد شفافیت یا عکسی از چارت رنگ سنجیده نمیشود؛ بلکه با میزان ثباتی که ماده پس از سینترینگ به مقدار، رنگپردازی (کروما) و شفافیت مورد نظر میرسد، اندازهگیری میشود.